محمد جواد مغنية ( مترجم : سيد عبد الرزاق سيادت )

102

فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى )

مىفرمود : « اى دنيا ، اى دنيا ، از من دور شو ، بر سر را هم قرار گرفته يا شوق من گرفته‌اى ؟ زمان تو فرا نرسد ، هيهات ، جز من را فريب ده ، مرا به تو نيازى نيست ، تو را سه بار طلاق داده‌ام بىبازگشت ! زندگى در تو كوتاه و خطرت در دسترس و آرزويت بسى پست است . آه ( بر جايى ) كه توشه اندك و ره دراز و منزل بس بعيد و محضر بس بزرگ است . » « 1 » دارايى را آن چنان قسمت مىنمود كه درهم و دينارى باقى نمىماند ، سپس بيل بر دوش مىگرفت و بر روى زمين كار مىكرد و چشمه‌هاى آب جارى كرده و در راه خدا وقف مىنمود . « 2 » شبى مال صدقه‌اى رسيد . پس به كسانى كه حاضر بودند گفت : تقسيمش كنيد . گفتند : شب فرا رسيده ، آن را به فردا واگذار . گفت : كيست كه زندگى مرا تا فردا ضامن باشد ؟ بارى به او گفتند : از اين اموال به كسانى بده كه بيم مىرود نزد معاويه بگريزند . امام ( ع ) پاسخ داد : به من سفارش مىكنيد كه همراهى اشخاص را با ستم و بيداد به دست آورم ؟ « 3 » هنگامى كه دانست دخترش بانو ام كلثوم دستبندى را به مدت سه روز از

--> ( 1 ) - نهج البلاغه : حكمت 77 ، فتح البارى : 16 / 309 ، حليه الاولياء : 1 / 81 ، صفوه الصفوه : 1 / 315 ، كشف الخفاء : 2 / 518 ح 882 ، فضائل الصحابه : 1 / 531 . ( 2 ) - در حالى به شهادت رسيد كه خشت بر خشت ننهاد و از هيچ كدام از لذت‌هاى دنيا بهره‌اى نبرد . سنگ را بالشت خود مىكرد و لباس زبر بر تن مىكرد و غذاى ناگوار مىخورد . بر زمين كار مىكرد و چشمه‌ها از آن جارى مىكرد و وقف راه خدا مىنمود . آنچه از مال به وى مىرسيد صرف مستمندان و بينوايان مىكرد و در راه خدا مىبخشيد . بنگر : تاريخ مسعودى : 2 / 433 و 2 / 344 ، تاريخ دمشق در ترجمه امام على : 2 / 202 ح 1254 ، مناقب خوارزمى : 117 ح 117 ، فرائد السمطين : 1 / 352 ح 278 ، الغارات : 1 / 80 ، تذكره الخواص : 108 و 110 . ( 3 ) - خطب النهج : 2 / 6 ، كلمات 126 .